تبليغاتX
پرواز را به خاطر بسپار

پرواز را به خاطر بسپار

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
تقدیم به خودش...
 

دلم برایت تنگ شده

می خواهم

آنقدر اشک بریزم

تا

غبار فاصله از قلبم

تمیز شود

اما

می ترسم

تهران

ونیز شود

...


نويسنده: آرزو مورخ: چهارشنبه دوم مرداد 1387 در ساعت: 10:54
|+|
 

می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی 

 

می رسد روزی که در کنار عکس من

شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی

 


نويسنده: آرزو مورخ: دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 در ساعت: 10:53
|+|
۴ ـ ۲

سلام

تبریک میگم

پیروزم

تو برمی گردی

                                 


نويسنده: آرزو مورخ: شنبه یازدهم اسفند 1386 در ساعت: 12:8
|+|
ماهی شده بود باورش

تور اگه بندازن سرش

میشه عروس ماهیا

شاه ماهی می شه همسرش

ماهیه باورش نبود

تورو که بندازن سرش

نگاه سرد ماهی گیر

میشه نگاه آخرش

 

                     باختم...


نويسنده: آرزو مورخ: شنبه یازدهم اسفند 1386 در ساعت: 12:7
|+|
Click for Full Size View
نويسنده: آرزو مورخ: شنبه یازدهم اسفند 1386 در ساعت: 11:48
|+|
تولدت مبارک
وقتی به دنیا اومدی بارون می اومد

اما اون بارون نبود

اون فرشته ها بودن که واسه از دست دادنت گریه می کردن

TinyPic image

مهربانم

پاییز

یار آور زیباترین ترانه ی شکفتن توست

TinyPic image

 

تولدت

           مبارک


نويسنده: آرزو مورخ: دوشنبه پنجم آذر 1386 در ساعت: 11:10
|+|
یک عالمه حرف...کمی جا...ذره ای وقت
سلام

من نیستم

شاید تا فردا

شاید تا فرداهای دیگر

اما

همیشه آهنگ دلنواز مهربانی تان سمفونی شب های بارانی و مهتابی احساسم باقی می ماند

بودنم را که کسی پاس نداشت

نبودنم را باور کن

تنهایم نگذارید

با بازگشتم جبران خواهم کرد همه ی مهربانی تان را

و

محسن جان

دلم برای مهربانی ات تنگ شده

تماسی بگیر

دل من دست بردار

                   دیگه بسه انتظار

                                  اون دیگه نمیاد

.......


نويسنده: آرزو مورخ: پنجشنبه یکم آذر 1386 در ساعت: 16:41
|+|

نمی خوام بگی کی از راه می رسی

واسه من امید اومدن بسه

قصد جادو ندارم خدا نخواد

دست عاشقا به هم نمی رسه

خیلی وقته فاصله میون ما

با دو خط نامه دیگه پر نمی شه

اما عشقی که مقدسه بدون

حس تاریک تنفر نمی شه

من دلم این روزا خیلی روشنه

یه کمی سخته ولی دووم بیار

درد دوری و بریز تو بغضت و

بشکن و غصه ها رو به روم بیار

من دلم این روزا خیلی روشنه

همه چی درست میشه مثل قدیم

میرسه دستای گرممون به هم

انگاری یه لحظه تنها نبودیم

دیگه حرف نا امیدی و نزن

نگو فاصله زمینه تا خدا

خدا تو دلای عاشقاس بدون

می گذره این دو سه روزم واسه ما

 


نويسنده: آرزو مورخ: سه شنبه پانزدهم آبان 1386 در ساعت: 22:47
|+|
زمزمه های یک شب ابری
تو را همین گونه که هستی دوست می دارم!!

تلخی های تو شیرینی خاصی به لحظه هایمان میدهد!!

آسوده باش محبوب من!!

من خریدار اخم های تو نیز هستم!!

 

بیا کمی بیشتر قدم بزنیم!!

چیزی نمی شود!!

فقط کمی دیوانگی مان بیشتر می شود!!

 

محبوب من

با تو که قدم می زنم همه جای این سرزمین را بهشت می بینم

 

محبوب من!

...

از روزی که دانستم پنجره ی اتاق تو نیز رو به جنوب باز می شود این ستاره ها زیباتر شده اند

 

ساعت یک نیمه شب است و همه ی گوسفندانی که شمرده ام به خواب رفته اند

 

باران که می بارد فرشته ها مشغول آب بازی اند!!

و من

محو تماشای خنده هایشان

 

شب ها که همه می خوابند تازه دیوانگی من روشن می شود

 

چه بگویم روشنی شب های مهتابی؟!

تو سکوت را هم به تماشا می نشینی؟!!

 

اگر خدا بخواهد

شمع بی سر پناه امیدت در میان گردباد زندگی خاموش نخواهد شد

ایمان دارم!

باور کن!!!

 

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت همیشه غمگین است؟

...

لبخندهایت بی رنگ است؟

...

اما افسوس

هیچ کس نبود

همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ام

آری با تو هستم

با تویی که بی تفاوت از کنارم گذشتی و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه

بارانی ست؟

 

 


نويسنده: آرزو مورخ: دوشنبه چهاردهم آبان 1386 در ساعت: 23:43
|+|
تولد تولد داداش گلم تولدت مبارک
۱۱ آبان

زیبا ترین روز تقویم درگاه خدا

نمی دونم ساعت چند بوده

فقط یازدهمین روز از دومین ماه پائیزه

که اولین کودک احساس پدر و مادرم به دنیا آمده

و من که آخرین میوه ی این درختم تو را می پرستم

از امروز که بگذرد دوباره روز شماری می کنم که دوباره ۱۱ آبان بعدی برسد و من ۷ آسمان

عاشقی را سیر کنم

چقدر روز تولدت که می شود زیباتری

راستی

پارسال تولدت را یادت نیست

تو

تو پارسال روز تولدت توی کما بودی

امسال توی تولدت می رقصیدی

و من به این میگم معجزه

تولدت مبارک ابدی ترین عشق احساس من

و پیشکشک به احساس پاکت برای مقدس ترین روز دنیا

تولدت مبارک

:

 

ای ستاره ها که بر فراز آسمان

با نگاه خود اشاره گر نشسته اید

ای ستاره ها که از ورای ابرها

بر جهان ما نظاره گر نشسته اید

 

آری این منم که در دل سکوت شب

نامه های عاشقانه پاره می کنم

ای ستاره ها اگر به من مدد کنید

دامن از غمش پر از ستاره می کنم

 

با دلی که بویی از وفا نبرده است

جور بیکرانه و بهانه خوش تر است

در کنار این مصاحبان خود پسند

ناز و عشوه های زیرکانه خوش تر است

 

ای ستاره ها چه شد که در نگاه من

دیگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد

ای ستاره ها چه شد که بر لبان او

آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد

جام باده سرنگون و بسترم تهی

سر نهاده ام به روی نامه های او

سر نهاده ام که در میان این سطور

جستجو کنم نشانی از وفای او

 

ای ستاره ها مگر شما هم آگهید

از دو رویی و جفای ساکنان خاک

کاین چنین به قلب آسمان نهان شدید

ای ستاره ها ستاره های خوب و پاک

 

من که پشت پا زدم به هر چه هست و نیست

تا که کام او ز عشق خود روا کنم

لعنت خدا به من اگر به جز جفا

زین سپس به عاشقان با وفا کنم

 

ای ستاره ها که هم چو قطره های اشک

سر به دامن سیاه شب نهاده اید

ای ستاره ها کز آن جهان جاودان

روزنی به سوی این جهان گشاده اید

 

رفته است و مهرش از دلم نمی رود

ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست

ای ستاره ها ستاره ها ستاره ها

پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟

 

گلم خودت خیلی خوب می دونی که من عاشق این شعر فروغم

و عاشق تو

پس عشق تقدیم به  عشق

دوستت دارم داداش گلم

تولدت مبارک


نويسنده: آرزو مورخ: جمعه یازدهم آبان 1386 در ساعت: 21:50
|+|

Copy Right By: Http://WWW.J28.coo.ir
Sponsored By: Masoud Rezaie